محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

279

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

سليمان ، فرزند خود را از تعقيب او بازداشت . پيش از اين در اخبار طليطله از حوادث اين نزاع خبر داديم و بيان كرديم كه چگونه المأمون پس از هزيمتش ، به فرناندوى اول پادشاه قشتاله پناه برد و از او يارى خواست و به اطاعت او اعتراف نمود و چه‌سان فرناندو او را با فرستادن لشكرى يارى نمود و در اراضى مملكت سرقسطه دست به آشوب و ويرانى زد . در اين حال ، سليمان ابن هود نيز به نوبهء خود به پادشاه قشتاله توسل جست و براى او اموال و تحفى گرانبها فرستاد . فرناندو لشكر خود را فرستاد كه در اراضى طليطله تا وادى الحجاره و قلعة النهر ( قلعهء هنارس ) دست به آشوب و تاراج زند . عكس العمل المأمون آن بود كه به گارسيا پادشاه ناوار التجا جويد و با ارسال اموال بسيار او را استمالت كند . گارسيا زمينهاى مملكت سرقسطه را كه در همسايگى او بود مورد حمله قرار داد . پادشاه قشتاله هم در عوض بار ديگر به اراضى طليطله دستبرد زد . بدين‌گونه اين نبرد ويرانگر ميان ابن هود و ابن ذو النون چندى ادامه داشت . ابن حيان آنها را دو امير شوم و بدشگون براى مسلمانان مىشمارد كه جنگشان مردم اندلس را به فغان آورده بود . دو پادشاه قشتاله و ناوار با كوشش تمام در افروخته نگاه داشتن اين آتش تلاش مىكردند . يكى به حساب ابن هود بر طليطله مىتاخت و ديگرى به حساب ابن ذو النون به سرقسطه . اين كشمكش كشنده ميان دو امير مسلمان جز به مرگ سليمان بن هود در سال 438 ه / 1046 م پايان نگرفت . و ما قبلا در اين باب سخن گفتيم . « 9 » سليمان بن هود اندكى پيش از مرگ ، مملكت خود را ميان پنج فرزندش تقسيم كرد . احمد را ولايت سرقسطه - پايتخت مملكت - داد و يوسف را لارده و لب را ولايت وشقه و منذر را ولايت تطيله و محمد را ولايت قلعهء ايوب . اينان هركدام در قلمرو خويش استقلال داشتند . ولى تقسيم مملكت به اين شيوه كار درستى نبود بلكه سبب اختلاف و جنگهاى داخلى مىشد . احمد بن سليمان ملقب به المقتدر صاحب سرقسطه از ديگر برادران آزمندتر بود و مىكوشيد تا آنچه را كه آنان در دست داشتند از ايشان بستاند . نخست سه تن از برادران خود را به حيله بفريفت و با وعدووعيد بر

--> ( 9 ) . رجوع كنيد به ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 277 - 283 . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 178 . همچنين : 57 47 . p , III . V , . tsiH : yzoD .